تبليغاتX
جایی برای درد دل های خودمانی...

جایی برای درد دل های خودمانی...

وبلاگ گروه فارغ التحصیلان ورودی 76 رشته ی نمایش دانشکده ی هنرهای زیبا

نمایشنامه ی من

یکشنبه ۹ اردیبهشت دهمین جشنواره ی تئاتر دانشجویی با برگزاری مراسم اختتامیه رسما به کار خودش پایان داد. خوب یا بد این جشنواره هم تموم شد و رفت تا سال دیگه و جشنواره ای دیگه. منم در بخش نمایشنامه نویسی شرکت کرده بودم که نمایشنامه ام در فهرست ۱۰ نمایشنامه ی برگزیده قرار گرفت و ...خیلی دلم می خواست در آخرین سالی که دانشجو بودم می تونستم جایزه ی اکبر رادی رو بگیرم ولی خب به هر حال نشد. زندگی همینه دیگه خیلی وقتا اون طوری که دلمون می خواد پیش نمی ره کاریشم نمی شد کرد. بگذریم خوشحال می شم شما هم نمایشنامه ی منو بخونین و اگه نظری دارن بگین. فایلش رو  می تونین از لینک زیر دانلود کنین. منتظر نظراتتون هستم.

نمایشنامه ی من

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:57  توسط فرهاد تفرشی  | 

درایدن، ملک الشعرای انگلیس

عصر الیزابتی که به دلایل مختلفی در تاریخ انگلستان دارای اهمیت می باشد، به خصوص در زمینه ی ادبیات درخشان بوده و در این میان در قسمت ادبیات نمایشی. در اثر برخی نقصان های خود به خودی ،  در ارایه ی محصولات نمایشی اختلالاتی پیش آمد که تا آن هنگام که مجلس در سال 1642 تیاترها را تعطیل کرد ادامه یافت و زمانی که در 1660 دوباره تیاترها بازگشایی شدند  صحنه ها تنها به انعکاس وفادارانه ی وجوه اخلاقی پست شده ی دربار چارلز دوم ، می پرداختند.

جان درایدن ( 1631-1700) نماینده ی برجسته ی ادبیات نیمه ی دوم قرن هفدهم بسیاری از مسایل اصلی زمان خود را به صورت غیر مستقیم در کاراش بیان کرد. او با سرودن شعری در مرگ کرامول در 1658 مورد توجه قرار گرفت، و دوسال پس از آن او دوبیتی های اش را سرود تا وفاداری خود را به شاه که دوباره به قدرت رسیده بود نشان دهد. وی با خانم الیزلبت هاوارد دختر یک سلطنت طلب ازدواج کرد و تقریبا در تمام سال های باقی مانده ی  عمراش طرفدار حزب محافظه کار انگلستان باقی ماند.    

او نوشتن برای تیاتررا در 1663 شروع کرد و طی سی سال کار خود پس از آن، تقریبا تمام شکل های نمایش نامه نویسی در زمان خود را تجربه کرده بود. « انیوس میرابیلیز» (1666 ) جایزه ی دوچ را برای او به همراه داشت و در سال 1670 او را به لقب ملک الشعرایی انگلستان رسانید. در همین ضمن او شروع کرده بود به نوشتن مقالات انتقادی تحسین برانگیز خود که در سلسله مقدماتی که بر افسانه ها می نوشت آنها را عرضه می کرد و به خصوص در ترجمه ی « ویرژیل» آنها را آورده بود. در این جا بود که او نشان داد، وی نه تنها منتقدی دقیق و داوری ژرف نگر بود که اولین  صاحب سبک  نثر مدرن انگلیسی  نیز می باشد.

درایدن پس از موفقیت هایش در سه زمینه ی نمایش نامه، نقد و هجو، در اثر دیگر خود به نام « مرد مذهبی( رلیجیو لاییکی)» - شرحی بر تعالیم کلیسای انگلستان از دید یک آدم عامی – در قالب شاعری مذهبی ظاهر شد. همزمان با بر تخت نشستن جیمز دوم که پیرو مذهب کاتولیک بود،درایدن به کلیسای رومی پیوست و دو سال بعد در « گوزن و یوزپلنگ» که مناظره ای تمثیلی بین دو حیوان بود و هر کدام آنها  به ترتیب تمثیل کاتولیسم و انگلیکانیسم بودند به دفاع از مذهب جدید خود پرداخت.

انقلاب 1688 پایانی بر موفقیت های  درایدن بود  و پس از بازگشتی کوتاه به نوشتن آثار نمایشی، وی برای تامین مادی  زندگی خود دوباره به کارترجمه روی آورد. او پیش از آن نیز در این مسیر کارهایی انجام داده بود، و بعد از یک دوره ترجمه ی آثار « ژیونال »، « پرسوییس» و « اووید» وی در سال 63 متقبل وظیفه ی سنگین برگرداندن تمام  آثار« ویرژیل» به شعر انگلیسی شد. آثار درایدن با نوشتن مجموعه شعری روایی به نام « افسانه ها» که در سال 1700 منتشر شد به پایان رسیدند ، این همان سالی بود که درایدن  مرد و جنازه ی او را در قبرستان شاعران کلیسای «وست مینستر» به خاک سپردند. 

درایدن در عصری زیست که در مقابل آرمان گرایی مذهبی شدید عکس العمل نشان داده می شد و هردو بخش شخصیت و آثار او دارای ویژگی های کمابیش غیر حماسی این دوره می باشند. ولی به طور کل او مردی بود صادق، درستکار، روشن فکر، خوش مشرب و افتاده؛ صاحب سبک، هم در شعر و هم در نثر، بی همتا در روشنی و قدرت  و سلامت عقل.  

در زمان درایدن سه نوع کمدی در انگلستان ظاهر شد، کمدی شوخی، کمدی موقعیت و کمدی رفتار و درایدن در تمام آنها کارهایی را ارائه داد که او را در رده ی تواناترین معاصران  خویش قرارمی  داد.

او نوعی درام مطنطن را ایجاد کرد که با عنوان نمایش حماسی شناخته شده بود، و در « فتح گرانادا» آن را به منتها درجه ی خود رسانید، سپس احساس نارضایتی از این شکل نوشتن به او دست داد و به ترویج تراژدی کلاسیک فرانسوی به روش راسین پرداخت.

برای بهتر نوشتن در این سبک او از  روش عمل نمایشی فرانسوی که غنی در شخصیت پردازی بود استفاده نمود در حالی که در این روش او خود اش را مرید و شاگرد شکسپیر نشان داد. در میان آثار او بهترین مثال از این نوع ترکیبی  «همه چیز برای عشق»  می باشد.

هین جاست که او شهامت و جسارت نشان داده و با ارباب خود به برابری می پردازد . بزرگ ترین شاهد بر موفقیت اش همان گونه که پرفسور « نویس» گفته این واقعیت است که: « ما هنوز می توانیم با خواندن نسخه ی درایدن از داستان « آنتونی و کلئوپاترا» ی شکسپیر، همان لذت سرشار از خواندن آن اثر را در خود احساس کنیم.»  

منبع: بايبليومانيا

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 13:36  توسط سیمین غلامی  | 

باز به همه ی دوستان سلام.

اول اینکه امروز تئاتر دانشگاهی هم جشنواره ی خودش را آغاز کرد و من باز به یاد روزهای پرالتهاب و  انرژی گذشته پیش از جشنواره ی دانشجویی خودمان افتادم و اینجا بود که آهی از نهادم برآمد که کجا رفت حاصل آن همه زحمت و چه شد ثمر آن تقلاها و تلاش ها و آرمان گرایی ها البته....

دوم اینکه نمایش نامه ای را که قبلا روی صفحه گذاشته بودم ترجمه ی من نبوده پس از مترجم آن که نمی دانم که بوده تشکر کنید....

سوم  خدا را شکر می کنم که بالاخره بعد از مدت های مدید دوستان ام را یافتم.....

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:20  توسط سیمین غلامی  |